حاج ملا هادي السبزواري

102

شرح مثنوى

غدير : گودال آب . ( ( 1285 ) ) آتشى كو باد دارد در بروت * هم يكى بادى بر او خواند تموت ن 63 16 - ك 28 15 تموت : مىميرد . گه شرف گاهى صعود و گه فرح گه و بال و گه هبوط و گه ترح ن ندارد - ك 28 17 ترح : بد حالى ، ضد فرح است . و حضيض و الفاظ بعد از آن تا اينجا ، اصطلاحات اهل نجوم است و هر يك مشروح است . ( ( 1292 ) ) اين عجب نبود كه گرگ از ميش جست * اين عجب كين ميش دل در گرگ بست ن 64 1 - ك 28 20 اين عجب نبود : يعنى رفتن اضداد به مكانهاى طبيعى خود عجب نيست . ولى مدت معتدّ بها با هم بودن اضداد ، مثل صد سال يا بيشتر يا كمتر عجب است . لطف بارى اين پلنگ و رنگ را الف داد و برد از ايشان جنگ را ن ندارد - ك 28 23 رنگ : نخجير و بز كوهى . پاى را واپس كشيدى تو چرا مىدهى بازيچهء واهى مرا ن ندارد - ك 28 27 واهى : سست . ( ( 1308 ) ) در فتاد اندر چهى كو كنده بود * ز انكه ظلمش در سرش آينده بود ن 64 20 - ك 28 34 در فتاد اندر چهى : مَن حَفِرَ بِئراً لِاءخيه وَقَعَ فيه . ( ( 1310 ) ) هر كه ظالم تر چهش با هول تر * عدل فرموده است بدتر را بتر ن 64 22 - ك 28 35 بدتر را بتر : * ( « جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » 42 : 40 . ( 1 ) ( ( 1313 ) ) مر ضعيفان را تو بىخصمى مدان * از نُبى اذ جاء نصر الله خوان ن 65 3 - ك 28 37 از نبى اذ جاء : نبى ( به ضم نون و كسر باء موحده فارسى ) قرآن مجيد است و اما به فتح نون اينجا راه ندارد زيرا كه كلام خداست . و نبى در حال استماع كلام الله اختلاس و انسلاخ از وجود خود ندارد . و نضج عربى است . ( ( 1314 ) ) گر تو پيلى خصم تو از تو رميد * نك جزا طيراً ابابيلت رسيد ن 65 4 - ك 28 37

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء شورى ، آيهء 40 .